نگارش دوازدهم - نثر ادبی با موضوع پاییز

موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، دانلود، نوشتن انشا - enshay.blog.ir

پاییز

بازهم پاییز، یک تابستان دیگر هم گذشت وبازهم در انتظار عریانی دوباره درختان کوچه پس کوچه دلمان. ثانیه هام انگار پاییزشان گرفته و امان از دلتنگی های ابدی.

مکرراً امروز صبحگاه حوالی ساعت بیداری آفتاب با باز شدن گلبرگ های یاس بوی تند و تیز خاطرات در ذهنم پیچید. خاطره یک رز سرخ خاطره محبوبه شب خاطره شمعدانی گل صورتی و در بین آنها تصویری مبهم اما آشنا مثل یک دوست غریبه از یک گل خشک شده لای کتاب های یکی بود یکی نبود بچگیمان یا شاید هم هزارو یک شب عاشقیمان.
باز هم تو! نیمه راه ترین رفیق جهان، گل ها رقص خاطرات را در ذهنم ب پا کردند! برگ های پاییزی اما ختم پیمان های شکسته شده را گرفتند. در بین این همه تضاد، گریه کنان ترین پیمان، پیمان تمام کردن هزارویک شب برای هم بود! شاید اگر شهرزاد میدانست نوشته هایش تبدیل ب دردناک ترین خاطرات یک لیلی میشود هرگز نوشتن نمی آموخت! و اما رقصان ترین گل، گل پژمرده شده ایست که به دید تو زیباییش مکمل زیبایی من بود.
آرزوی من! خاطره سوخته ام، سالیانیست ک از آن روزگار نرم تر از رویایمان میگذرد و چشمانم پینه بستند به دری ک تو از آن رفتی و برنگشتی تا ناز های دخترانه ام را بکشی! هرچند مطمئنم بعد از گذشت این حجم انبوه از لحظات، هیچکس حتی تو قدیمی ترین درخت بهشت رویاهایم توانایی کشیدن آنهارا نداشته باشد.
از آن دنیای رنگین کمانم هیچ چیز جز ابری تیره که پهنه آسمان دلم را گرفته و نمیبارد نمانده. میبینی دلبر جان، امروز بازهم تلخ ترین خاطرات بجامانده از تو اجازه دادند خورشید سوزان تر از هر روز و مهتاب ناعادلانه تر از هرشب از پیش چشمانی ک تو ب آنه میگفتی جهان برود!

نویسنده: فاطمه مظفری

دانلود انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir

پاییز غرق دلتنگی است..
ازانجا ک برگهای درختان تنومندش از ان بالا مانند خانه ای گلی ک خشت ب خشتش برای دلتنگ بودن عاشقانه های لیلی و مجنون فرو میریزد..
ازانجا که دریا برای دلتنگ بودن عاشقانه های کشتی تایتانیک طوفانی می شود
ازانجا که ابر باران برای دلتنگ بودن قدم زدن شاملوو ایدا درخیابانهابغض کرده ونمی بارد..
پاییز هم بهانه ای دارد برای دلتنگ بودن و چه بهانه ای
بهتراز ریختن برگها درکف خیابانها چه بهانه ای بهتر از گریه درختان..
وپاییز دلتنگ شال گردنی است ک تو برای من برای رفتن به پیشواز سرما بافتی ودورگردنم گره زدی، دلتنگ نیمکتی است که هروز بعداز کلاس ادبیات روی ان مینشستیم و تو برایم شعرهایی ازجنس عاشقانه های خودمان میخواندی ...دلتنگ چایی ک از غرفه دانشگاه برای من می خریدی تامن کمی گرمم شود ولی تو نمیدانستی ک من وقتی درکنارت هستم از ذوق زیاد حتی در سرمای سوزان گرمم می شود..محبوب من پاییز دلتنگ تمام روزهای شیرین ماست ..!
و ای کاش پاییزی دیگر بیاید ک تو برای من باری دیگر شالگردنم‌را دورگردنم گره بزنی..!

نویسنده: سکینه روستا

دانلود انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir