انشا در مورد ضرب المثل: آب که یکجا ماند, می گندد

موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، دانلود، نوشتن انشا - enshay.blog.ir

خانواده ای در ناکجااباد زندگی میکردند پدر خانواده که مردی بازنشسته بود که همیشه در خانه می ماند و غر میزد؛ غر میزدو غر میزد
فرزندان و همسرش که به این کار او عادت داشتند کاری به کارش نداشتند ؛ اما پدر از اینکه در خانه کسی به او اهمیت نمیداد ناراحت میشد و دوباره شروع به غر زدن میکرد و تُـــنِ صدای خود را آنقدر بلند میکرد تا بالاخره کسی به او توجه کند. طفلی گناه داشت بعداز بازنشستگی همیشه در خانه می ماند گوشه ای می نشست اندکی فکر میکرد و دوباره شروع به غر زدن میکرد.
چندسال گذشت پدر خانواده که دیگر پیر و فرسوده شده بود اما دست از کارش برنداشته بود روزی
پدر خانواده که خواست شروع به غرزدن کند عروسش بی مقدمه به او گفت : بس کن دیگه اصن حوصله ی شنیدن حرفای الکیتو ندارم , چن سالی هس که برا هیشکی اعصاب نذاشتی...
پدر سخت ناراحت شد و در گوشه ای شروع به گریستن کرد . دقایقی بعد صدای کوباندن در را شنید که عروسش از خانه بیرون رفت
شب ؛ پدر به سمت آیینه رفت و به خود نگاه کرد که چقدر پیر و شکسته شده بود در همین حین ماجرا را برای همسرش تعریف کرد؛ همسرش هم از شنیدن این حرف ها بسیار اندوهگین بود .اما گفت: مقصر خودت هستی که همیشه در خانه می مانی و حرفهای بیهوده میگویی و از قدیم هم گفتند # آب که یک جا ماند می گندد. و اکنون این مــثل مختص حال و وضع امروز توست.

دانلود انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir