موضوع انشا: برف

برف ، دانلود انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا - www.enshay.blog.ir

حال در داخل حیاط نشسته ام انگار گرد و خاک در گلویم  گیر کرده است و تبدیل به یک بغض شده است.

به برف ها خیره شده ام دانه های برف آنقدر درخشانند  که مانند یک الماس  

زمین پیراهنی سفید برتن دارد و با دانه هایی درخشان بلوری ویک نواخ  ویک شکل تزیین شده است.هریک از این دانه های درخشان شاید در وست خیابان روی سنگ فرش خیابان های شلوغ زمین بخورد و زیر پای انسان ها از بین برود

با تابش مالک آسمان یعنی خورشیداین لباس کم کم به قطره های حیاط بخشی به دل زمین میروند.

حال در داخل حیاط نشسته ام انگار گرد و خاک در گلویم  گیر کرده است و تبدیل به یک بغض شده است.

به برف ها خیره شده ام دانه های برف آنقدر درخشانند  که مانند یک الماس  

زمین پیراهنی سفید برتن دارد و با دانه هایی درخشان بلوری ویک نواخ  ویک شکل تزیین شده است.هریک از این دانه های درخشان شاید در وست خیابان روی سنگ فرش خیابان های شلوغ زمین بخورد و زیر پای انسان ها از بین برود

با تابش مالک آسمان یعنی خورشیداین لباس کم کم به قطره های حیاط بخشی به دل زمین میروند.وقتی زمین لباس سفید بر تن دارد بیشتر هلهله بچه ها مرا آرام میکند آنها آدم برفی های زیبایی میسازند اما حیف که با کوچک ترین تابش از بین میروند .

حال دارم قدم میزنم انگار روی ابر ها هستم . چقدر نرم است ...هیچ برام جالب تر از این نیست که صبح پاشم  ببینم کلی برف آمده  و کسی از روش راه نرفته.

زبانم قادر به گفتن این همه زیبایی نیست و چگونه از این خالق هستای هستی بخش تشکر کنم و چگونه کنم بنده خوبی برایش باشم؟

دانلود انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir