موضوع انشا: روز آخر مدرسه

موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، دانلود، نوشتن انشا - enshay.blog.ir

روز آخر مدرسه واقعا روز عجیبی است...
روزی که همه خوشحال هستند اما من...
نمیدانم خوشحال باشم یا ناراحت...
حسی عجیب سراغم می آید...
خوشحال از این که به مدرسهٔ جدیدی خواهم رفت و در آن جا دوستان جدیدی پیدا خواهم کرد...
و ناراحت از اینکه دیگر نمیتوانم هرگز لحظاتم را با معلمی همچون شما بگذرانم...!
روز های آخر مدرسه امسال به من حس عجیبی می دهد...
حسی که تا بحال برای هیچ معلمی نداشتم...
حسی عجیب...
ناگهانی...
بی مقدمه...
نسبت به شما، خانم حسین حقی عزیزم...
حسی که اجازه نمی دهد برای روز آخر مدرسه، لحظه شماری کنم...
بلکه اجازه این را میدهد که آرزو کنم کاش آن روز هیچ وقت فرا نرسد...!

«و هزاران بار معبودم را سپاس میگویم که لحظاتم را با گلی خوشبو، چون شما معطر کرد...
و تشکر میکنم بخاطر بودنتان...
مهربانی بی انتهایتان...
و چشم های قشنگتان که قاب زیبایی هاست...!
و بزرگ ترین آرزویم داشتنتان برای همیشه است!»٭

و یقین دارم امسال میزبان یک بغض سنگین خواهم بود!

نویسنده: مهساپایدار

دانلود انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir