موضوع انشا :گذر رودخانه

موضوع انشا گذر رودخانه، دانلود انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir
خویشتن را به بستر تقدیر سپردن و با هز سنگریزه راضی به ناراضی گفتن زمزمه ی رود چه شیرین است.
صبح گاهی که به روستا برای دیدن مادر بزرگ رفته بودم بعد از خوردن صبحانه لذیدی که در حیاط خانه ی مادربزرگ خوردم در دل من غوغایی به پاشد شوق رفتن صحرا در دل من بدجوز تالاپ و تلوپ میکرد پس به راه افتادم در مسیری که میرفتم برای خود آواز میخواندم و صدای چه چه بلبل ها نیز با من همکاری می کردند و موسیقی خوبی در صحرا بوجود آمده بود ،صدای هوهوی باد مرا تا دور دست ها میبرد و بادستان لطیفش صورت مرا همانند مادر مهربان نوازش میکرد بادنیز باتکان خود گلها را میرقصاند و گیسو های طبیعت به این سو و آن سو میبرد
و محشری بر پاکرده بود درختان بزرگ و کوچک که شاخسارهایشان همانند دستان مومنی بود که در دل شب دعا می کرد وقتی کنار رودخانه رسیدم شوق وصف ناپذیری داشتم رودخانه ای پر جنب و جوش،خزوشان و ذلال که هر انسانی را به فکروامیداشت.آری!وقتی پروردگار قلم صنعش بدست گیرد همه عالم در عجب می ماند باخود گفتم برزیر سایه ی درختان بنشینم تا پاهایم درون آب گوارای رودخانه بگذارم وقتی پاهایم را درون آب نهادم آب ازلای انگشتانم می گذشت و این برایم ناب ترین حس بود.
به رود گفتند چرا انقدر زلالی؟رود گفت گذشتم و چه زیباست مانند رود گذشت داشته باشیم.

دانلود انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir