موضوع انشا: درخت

موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، دانلود، نوشتن انشا - enshay.blog.ir

یاد شعر کودکانه باز باران افتادم :
جنگل از باد گریزان =چرخ های زد چو دریا
دانه های گرد باران =پهن می گشتند هرجا
ابر زیر درختان =رفته رفته گشت دریا
بس گوارا بود باران =به چه زیبا بود باران

زیبایی خیال انگیز این بهشت را نگاه میکردم و نعمت های خدارا سپاس و ستایش میکردم و چه قدر این وارونگی احساس های لطیف آدمی را بر می انگیزد .آنگاه که ما میوه رنگارنگ درختان را میخوریم در اصل اینگونه است که تمام میوه و برگ آن که پایین می رسد درواقع ریشه و اصل آن در آسمان و ثمره اش رو به پایین و به بدن ما میرسد.
زیر درختی نشسته بودم در کنار برکه ای آب و صدای زیبا و دل نواز پرندگان مرا از این همه زیبایی به اوج سرمستی رسانده بود با نگاه زیبا پسندانه ام به جلوگیری درخت و آب و ابر و آسمان زیبای آن خیره شده و محو تماشا بودم غریق در لذت و شادمانی ،از این همه ارمغان و نظم و زیبایی های خلقت به آب برکه که شاکی بود ،چنان زیبایی آسمان در آن هویدا بود که ذوحیات و پرندگان خوش الهانی که بالای سرم درحال پرواز های عاشقانه و راز نیاز های خود بودند دیده میشد و ابرهای پنبه ای و رنگارنگی که هرکدام سعی میکردند به نحوی خودشان را بیشتر نشان دهند و با درختان و شاخساران خمیده در آب و آویزان به طرف آبها که در آیینه همه چیز معکوس بود و ریشه های گسترده و با عظمت درخت دوباره دیده میشد دیگر خودم را گم کرده بودم و خودم را به دست سرنوشت دادم و به همراه ابرهای خروشان ، ریشه های مجذوبش و آب های جاری از دره ها و کوه ها و زمین های مختلف گذشتیم و دوباره به کنار دخترای تنومند و پهناور رسیدیم ...

بنویسیم درخت ؛بخوانیم زندگی

دانلود انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir