موضوع انشا: آسمان شب

موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا

مقدمه: همان طور که همه می دانیم ما چهار فصل داریم که آسمان شب در هر فصل زیبای خاصی دارد. زیبایی بکر و نابی که تنها با دیدن آن عظمت خلقت خداوند به ما یادآوری می شود و ما تنها در مقابل این شگفتی می توانیم زیر لب شکر بگوییم.

تنه انشا: شب یعنی فرورفتن دنیا و زمین در هاله ایی از سیاهی و ظلمات. اما سیاهی که نه ترسی دارد و نه وحشتی. بلکه ماهی زیبا و درخشان همراه با نور ستاره های چشمک زن دارد که گویی در آسمان در حال رقص و بالا و پایین پریدن هستند. شب لحظاتی است که دنیا و آدم ساعاتی را در آرامش و استراحت به سر می برند تا فردا و با روشنایی روز دوباره زندگی را از سر شروع کنند و به حیات خود ادامه دهند آسمان شب در بهار همراه با نسیم که صورت آدمی را نوازش می دهد و با عطر خوش بهاری مشام ما را قلقلک می دهد یا آسمان شب در تابسیتان با خنکای دلپذیر شبانگاهیش و یا آسمان شب در پاییز و نم نم باران و ستاره گانی که برای نمایش خود از یکدیگر سبقت می گیرند و یا آسمان شب در زمستان زیر ابرهای سیاه و گلوله های برف سفیدی که برروی زمین می نشیند و ستاره ها را در زیر خود پنهان کرده اند. این ها همه و همه به طور جداگانه نعمت های بی کران خداوند هستند که تنها گوشه ایی از این عظمت را به نمایش می گذارند.

نتیجه گیری: به هر جای جهان، به هر نقطه ی دنیا نگاه کنیم ، بزرگی خالق را با سلول سلول بدن لمس می کنیم.

دانلود انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir

قلم بر دست می گیرم و بر قلب کاغذ می فشارم و انشا ی خود را با نام خدا شروع می کنم زیرا هرکاری بی نام خدا ناقص است.

چنان سرپناهی است چیره بر دنیا همه را پاسبان است . مادری که ذره ذره ی وجودش بی نهایت درخشان است . اما گاهی اوقات اسیر تیرگی می گردد . اجازه می دهد ماه همچون مشعلی فروزان بدرخشد.

مادری مهربان که با عطوفت خود پاسدار ستاره های تنها در دل تاریکی اش است .ماه و ستارگان و شهاب  و....... همه را دل خود جای داده تا عظمت و جلال معبودش را اشکار در خویش پنهان کند.

آسمان لباس سیاه را بر تن خود می کند من می دانم اسمان سوگوار است از این که غروبی دیگر امد اما حضرت مهدی (ص) نیامد.

آسمان صورت زیبای ماه خود را به رخ  تمام جهانیان می کشد ان با ابر های تیره و تار می پوشاند تا به یاد اندازد که روی  ماه حضرت مهدی در پس پرده پنهان است . تزیین لباس شب با الماس های براق ستارگان نشان از اراستگی و امادگی عاشقی است که می خواهد پایان انتظار را بشارت دهد 

آسمان باتمام زیبایی های چشم گیرش باعث تکاپو ی جیرجیرک می شود چه زیباست این ضیافت شبانه همراه با نسیم خنک و ستارگان و ماه زینت بخش اسمان هستند.

آسمان  شب زیباست چرا که با الماس هایی درخشان و مشعلی فروزان در شب می درخشد ،ای دوازدهمین ستاره ی تابناک اسمان ولایت وامامت همه منتظرند تا تو بیایی.

دانلود انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir

موضوع انشا: آسمان شب

موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا

آفتاب که غروب می کند خیلی زود اولین ستاره طلوع می کند. بعد کم کم ستاره های دیگر پیدایشان می شود . مثل یک مجلس مهمانی که یکان یکان مهمانانش از راه می رسند ودر خانه ای به وسعت آسمان می نشینند .بعضی از ستاره ها شکل یک بادبادک رامی سازند بعضی دیگر شکل خرس ،ماهی ،شیر، عقرب ،خرچنگ ،کمان ،خوشه، گاو و ترازوو…..وبه همین نام ها نیز خوانده می شوند .

اگر درشبی که هوا صاف است مثلًا در جایی مثل کویر در پشت بام خوابیده باشی نظاره ی ستارگان زیبای آسمان که آسمان را به شکل چادر گلی آبی رنگی در آورده اند هوش از سر آدم می ربایند .ماه در گوشه ای از آسمان مثل یک صورت نورانی یا رهبری آسمانی گویی پادشاه شب است . ستاره ها در پناه او سو سو می زنند و ماه حرکت می کند و از آن ها سان می بیند .آدم های عاشق صورت یار را به صورت ماه تشبیه می کنند ودر دوری یار با ماه نجوا می کنند وستاره می شمرند .شب و آسمان و ستاره ها از اسرار خداوندند. ما هم باید در مقابل این نعمات خداوندی سر تعظیم فرود آوریم و بنده ای شاکر و صد البته شکر گذار.

دانلود انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir

موضوع انشا: آسمان شب

موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا


جایی که من زندگی میکنم آسمان وسیع و پر ستاره دارد اینجا کویر است وشبها گویی اسمان مخملی با همه ستاره هایش مردمان مهربان و افتاب سوخته روزهای کویر را در اغوش میگیرد.
کویر انقدر به مردمانش نزدیک میشود که انگار قرار نیست این دو یار دیرین و صمیمی ازیکدیگر جدا شوند .
اینجا کویر است ،درست است که خورشید سوزان روز پوست مردمانش را گداخته اما نسیم خنک شبهای کویر خستگی را از جان انان زدوده است .
تفاوت دمای بسیار زیاد شب و روز در کویر بسیار اعجاب انگیز است.
مردمان سخت کوش ،مهربان و افتاب سوخته روز های کویر به شب های خنک ،ارام وپرستاره دل بسته اند.
اینجا انقدر اسمانش دل انگیز و دیدنی است که مردم بعضی شبها حیاهو ومشغله شهر را به دست باد میسپارند وشبهای متمادی در جاده ها و بیابان های خارج از شهر مهتاب نوردی میکنند.
شبهای مهتاب نوردی انسان شاهد صحنه هایی اعجاب انگیز و بی نظیر از اسمان شب است .
کهکشان راه شیری ،دب اصغر ،دب اکبرویک عالمه ستاره دنباله دارهمه را بدون هیچ تلسکوپی میتوان شاهد بود واسمان انقدر به تو نزدیک میشود که فکر میکنی اگر دستت را دراز کنی میتوانی چند تا ستاره بچینی.
فکر میکنی ستاره های دنباله دار قرار است در چشمان تو فرود بیاینددیگر راه نمیروی گویی بابال های نامرئی در اسمان شب کویر درحال پرسه زدن و پرواز کردن هستی .
اسمان کویر هرچند باران کمی دارد ولی بجای ان ستاره هایش چندین برابراسمان شمال استـ.

دانلود انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir

موضوع انشا: آسمان شب

موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا

آسمان ،شیشه ایست که میتوان از ورای آن به زیبایی ها ی خلقت و طبیعت نگریست دوست دارم ، میستایم،آسمان را. که نسیم آوایش و پرندگان فرزندانش ماه چراغش خورشید گرما و نورش ابر سایه اش رنگین کمان ذینتش و ستارگان شب تاج نورانی اش میباشند! به! که آسمان چه زیباست!
شبانگاه از خانه بیرون میزنم و در باغی میروم! باغ روز ها چون ملکه ایست مهربان و خوش مشرب! اما در شب، همچون طوفانی است سهمگین سایه ی درختانش زوزه های گرگ های درون باغ و خش خشی که صدا میکند چه دلهره آور است !
تنها چیزی که در باغ شب ،آرامم میکند آسمان شب است،زمانی که به بالا سر میبرم و آسمان شب را مینگرم ابرها،سایه هایش، نرم نرمک از روی ماه سرد و آبی کنار میروند و ماه سرده سرد از سوی آسمان خوش آمدی به من میگوید که بی توجه به سردی اش دوستش دارم! دست خودم نیست .هیچ چیز دست خودم نیست.
کلمات روحانیی که از قلمم جاری میگردند دست من نیست من تنها وسیله ای برای خروج این کلماتم!
ستارگان سوسوزن چشمک زنان نگاهم میکنند آسمان چون شبهی سیه پوش آنان را در بر گرفته است ! کلماتم نامفهوم است چون آنچه را که من میبینم هیچ کسی در دنیا نخواهد دید. حسی شگرف در پس دیگانم... مفهوم آسمان شب راکسی دریافت نکرد؛ چون آسمان شب همین هاست! خوش آمد گویی سرد ماه، تیرگی شبح وار آسمان، ستارگان سوسو زن و باغ وحشتناک شب !
عمق وجود آسمان شب در عمق وجودم رخنه میکند همیشه و همیشه! آسمان برایم دلگرمی همچو سپریست در برابر هجوم تیر های وحشت. به همین دلیل است که میستایم آسمان را! آسمان شب!

دانلود انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir

موضوع انشا: آسمان شب

موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا

در تاریکی مبهمی فرو رفته در تاریکی که پس از گذر ساعت ها دقیقه ها. ثانیه ها باز دوباره به روشنایی خود باز میگردد.
تاریک است تاریکی که شاید به ترس تبدیل شودو گاهی به کابوس.شاید هم گاهی آنقدر شیرینی داشته باشد که شب تاریکمان کاملا روشن شود.
آری شب که می آید سیاهی اش بر دلمان غلبه می کندو مارا به خوابی عمیق فرو می برد.حس میکنم سیاهی شب بر دلم غلبه کرده اما نه غلبه خواب غلبه بر جسمم روحم روانم........
دوست دارم باز هم شب شود ودر آن تاریکی آنقدر بگریم که حداقل تاریکی شب رحمش بیایدو همه را از خواب عمیق بلند کندو بگوید:یک نفر در این تاریکی بیدار است.
او...برای....شما بیدار است.