موضوع انشا: پرنده ای در قفس

موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، دانلود، نوشتن انشا - enshay.blog.ir

میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است.

هر روزم تکرار غذایم تکرار پروازم تکرار تکرار و تکرار نمی دانم چه کنم درون قفس با خود به بیرون می اندیشم که پرنده های دیگر آزادن هرکاری بخواهند می کنند هر جایی بخواهند
می روند.
بعضی وقت ها فکر می کنم من چه فرقی با پرنده های دیگر دارم ای کاش می دانستم انسان ها چه لذتی می برند با زندانی کردن پرنده
انقدر این طرف و آن طرف قفس پریده ام که بال هایم درد می کند .
من کیستم؟؟؟ من پرنده ای در قفس هستم.
من این قفس را دوست ندارم من دوست ندارم آب و غذا حاضر برایم بیاورند نمی خواهم خانه ای آهنی و حاضر داشته باشم من می خواهم خودم خانه ام را از تکه های شاخه درخت ها بسازم می خواهم خودم غذایم را پیدا کنم و در آسمان آزادانه پرواز کنم.
نمی دانم چرا ولی باز هم این ور و آن ور قفس می پرم با وجود آنکه می دانم راه آزادی نیست.
گناه من چیست؟؟ وقتی چشمم را به روی این دنیا باز کردم اسیر قفس آهنی بودم
به امید روزی که انسان ها قفس را جلوی پنجره باز قرار دهند و در قفس را بگشایند و انتخاب با پرنده ها باشد که می خواهند در قفس باشند یا نه!

نویسنده: ژینا یار احمدی

دانلود انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir