نگارش یازدهم درس دوم

گسترش زمان و مکان

موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، دانلود، نوشتن انشا - enshay.blog.ir

به نام آفریننده نیکی ها!
مهربانی آغاز خوش زندگی آرام ...

آن روز هایی که از خادمان امروزی خبری نبود..
آن روزهایی که برج ها سربه فلک نکشیده بودند و حریم حرم در حصار ساختمان‌های مجلل نبود مادر بزرگی را می شناختم که از جوانی اش خادمی بی نام و نشان برای زائران بود ...
چه زمستان ها و تابستان هایی که دغدغه سرما و گرمای میهمانان را داشت و همواره نگران زائران تازه رسیده وبی جاومکان بود..
مخلصانه در خدمت آنان بود...
با انواع شربت های خنک ..
بیدمشک و لیمو تگرگی ..که ساخته دست خودش بود به استقبالشان می‌آمد... پناهشان میداد... تا کمی از خستگی راهشان بکاهد.
آخر او همسایه امام بود ...
در چند قدمی امام بود [enshay.blog.ir]
با صدای دلنشین مناجات حرم بیدار می‌شد و با صدای هیجان انگیز نقاره خانه ، روزش را شروع می کرد..
درِ خانه اش شبانه روز به روی میهمانان گشوده بود...
از شمال تا جنوب...
از شرق تا غرب ...
حتی میناب تا بناب ...
همه او را دوست داشتند ،،ایام محرم و صفر، منزلش حسینیه بود ..
عاشقانِ امام رضا میزبانی گرمی را در خانه او سپری می‌کردند،، از هیچ گونه کمکی دریغ نمی کرد...
در انتهای سفر،زمان وداع آنچنان شیفته محبت این مادر می شدند که آرزوی دیدار دوباره اش را داشتند..
این خادم امام رضا بدون هیچ نام و نشانی، بدون هیچ لقب وعنوانی ، مخلصانه - عاشقانه آنان را تکریم می‌کرد،، به راستی که او،خادمی گمنام بود .هنوزبعدازسالها یادوخاطره او وخانه پرمهرش نقل محفل بسیاری هست.

نویسنده: فاطمه رنجبر

دانلود انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir