موضوع انشا: کفش

موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا - enshay.blog.ir

پرنده هاباری دیگربه سوی خانه هایشان کوچ کردندومرابه خیال هایم بردندکم کموبدون صدابه دیار کفش فروشی رفتم،انجایک جفت کفش باخط های زردوبنفش درون ویترین خودنمایی می کرد.به درون مغازه رفتمازفروشنده خواستم که ان ها رابرایم بیاورد.اماگفت:قبلافروخته شده اند.بانارحتی به انهاچشم دوختم وغصه خوردم.ناگهان صدایی ازدورفضاپیچید.وگفت:مرامی خواهی که من را بپوشی ودر خیابان ها جولان دهی.وبه خود مغرورشوی،امانمی دانی که من برای کسانی هستم.که فقط کفش می خواهند.ونخواهند جولان دهند من برای ساده هاهستم،گفتم:اما تو بسیارزیبای.ونیز من کفش می خواهم.تو هستی که معین میکنی که مال چه کسی باشی.گفت:به جایش جه می دهی گفتم:غرور مرا.

دانلود انشا، موضوع انشا، انشاء، زنگ انشا، چه بنویسیم، چگونه انشا بنویسم، نوشتن انشا- www.enshay.blog.ir